تبليغاتX
زندگی کوتاه است! به ویژه در کابل!

زندگی کوتاه است! به ویژه در کابل!

دل نوشته های روزانه ی من.

ما شهروندان کابل، با شرکت در تظاهرات فردا، وحشی گری های کوچی ها و اقدامات قبیله ای و تبعیض آلود حکومت کرزی را محکوم می کنیم.

 

زمان: سه شنبه ۱/۵/۱۳۸۷ ساعت ۷ صبح تا ۱۲

مسیر حرکت: از مسجد امام زمان واقع پل خشک جاده ی شهید مزاری، به طرف کوته ی سنگی، دانشگاه کابل، دفتر سازمان ملل متحد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/31ساعت 11:28  توسط حسن  | 

سکوت برای 5 هزار خانواده ی بیجا شده ی بهسودی

 

به احترام ده ها کشته ی ولسوالی بهسود ولایت میدان- وردک و نیز ۵ هزار خانواده بهسودی ای که ظالمانه توسط کوچی های پشتون، کوچ داده شده اند و حالا در کابل بی سرپناه و گشنه اند، همه تان را به یک دقیقه سکوت فرا می خوانم.

(برای اطلاعات بیشتر درباره ی این جنایت بشری شما را به خواندن اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا دعوت می کنم!)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/30ساعت 18:51  توسط حسن  | 

این حماسه کوهستانی است. دختر مسلمان افغانی که در سال ۲۰۰۵ عنوان ملکه زیبایی انگلستان را به دست آورد و به عنوان نماینده ی انگلستان در مسابقات جهانی زیبایی شرکت کرد. وی در آن زمان ۱۸ سال سن داشت و اکنون ۲۱ ساله است و ساکن بریتانیا.

برای دیدن عکس های بیشتر از حماسه کوهستانی اینجا کلیک کنید!

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/29ساعت 18:47  توسط حسن  | 

  1. خسرو شکیبایی بازیگر معروف ایرانی دیروز، در سن ۶۴ ساله گی و بر اثر عارضه ی قلبی در گذشت.
  2. امروز گفت و گوهای مقام های ایرانی و گروه ۵+۱ بر سر بحران اتومی ایران در ژنو آغاز می شود. (حضور نماینده ی امریکا را زیاد جدی نگیرید!)
  3. دو حمله کننده ی انتحاری دیروز در ولایت غزنی در حالی که برای عملیات شان آماده می شدند، دستگیر شدند.
  4. نلسون ماندلا دیروز (جمعه) نود ساله شد.
  5. قیمت نفت سه روز است که مرتب پایین می آید. (الان ۱۳۰ دالر است)
  6. از خالد حسینی امروز یک ایمیل داشتم.
+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/29ساعت 12:47  توسط حسن  | 

یک جک

 

خداوند آسمان را آفرید گفت چه زیباست!

خداوند زمین را آفرید گفت چه زیباست!

خداوند مرد را آفرید گفت چه زیباست!

خداوند زن را آفرید گفت عیب نداره. آرایش کنه!

(به نقل از یک دوست ایرانی. خنده آور بود منم گذاشتم!!!)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/27ساعت 17:52  توسط حسن  | 

دادستان کل افغانستان از سمت خود برکنار شد

 
عبدالجبار ثابت
 

دادستان کل (لوی سارنوال) افغانستان می گوید رییس جمهور این کشور او را وادار به کناره گیری از این سمت کرده است.

عبدالجبار ثابت، دادستان کل افغانستان، با شرکت در یک کنفرانس خبری در کابل گفت که حامد کرزی، رئیس جمهور، او را به دفتر خود احضار و خاتمه خدمت و برکناری او را ابلاغ کرده است.

روز گذشته آقای ثابت از طریق برخی رسانه ها اعلام کرد که در نظر دارد خود را نامزد انتخابات ریاست جمهوری افغانستان کند.

دفتر رییس جمهور با انتشار بیانیه ای گفته است که اعلام نامزدی آقای ثابت برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری، به عنوان اعلام استعفای او از مقام دادستانی کل افغانستان محسوب می شود.

ظاهرا منظور این بیانیه این است که مطابق قانون، شاغلان برخی سمت های مهم دولتی باید برای ورود به رقابت های انتخاباتی از سمت های خود کناره گیری کنند.

در اعلامیه دفتر رییس جمهوری افغانستان آمده است "اعلام (آمادگی) محترم عبدالجبار ثابت، در تناقض با وظایف محوله رسمی موصوف قرار می گیرد، بنابراین اعلام اراده نامزدی برای احراز پست ریاست جمهوری، استعفای وی تلقی شده و از جانب مقام ریاست جمهوری با صدور این اعلامیه، منظور است."

عبدالجبار ثابت در یک کنفرانس خبری در کابل گفت که از سمت خود استعفا نداده بلکه توسط رییس جمهور "وادار به استعفا شده است."

آقای ثابت، از سال 2006 به عنوان دادستان کل افغانستان ایفا کرده و برنامه "جهاد با فساد اداری" او سر و صداهای بسیاری را به همراه داشت.

او در این مدت دهها مقام دولتی را در سراسر افغانستان به اتهام دست داشتن در اختلاس و رشوه خواری از سمتهایشان برکنار کرد.

(برای شرح بیشتر این رویداد اینجا و اینجا را بخوانید.)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/27ساعت 11:30  توسط حسن  | 

یکشنبه 23/4/87 مصادف بود با چهملین سالگرد درگذشت علامه سید اسماعیل بلخی.

سید اسماعیل بلخی در ولایت سرپل به دنیا آمد و یک روحانی و عالم دینی بود. مردم افغانستان وی را به خاطر افکار اصلاح طلبانه و برداشت جدیدش از اسلام دوست دارند. هر چند در زمان خودش شدیدن مهجور بود. وی فعالیت های سیاسی زیادی هم داشت که طی یکی از آنها در سال 1329 توسط حکومت وقت دستگیر و برای 15 سال زندانی شد.

علامه بلخی در مدتی که زندانی بود، نزدیک به 5 هزار بیت شعر گفت که به صورت دیوان امروزه در دسترس علاقه مندان است.

 

چهارشنبه 26/4/87 مصادف است با 35مین سالروز آغاز حکومت جمهوری در افغانستان. 35سال پیش، سردار محمد داوود خان، طی یک کودتا پسر کاکایش (پسر عمویش) ظاهر شاه (آخرین شاه افغانستان) را برکنار کرد و خودش را اولین رییس جمهور افغانستان نامید.

سردار محمد داوود خان بلافاصله دست به یک رشته اصلاحات زد و 5 سال رییس جمهور افغانستان بود.

 

سردار داوود خان

برای اطلاعات مزید درباره ی نحوه ی آغاز نظام جمهوری در افغانستان و پایان نظام سلطنتی این مقاله را بخوانید!

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/26ساعت 14:9  توسط حسن  | 

من همواره زنان زیبا را به عنوان نوعی از آثار هنری دوست داشته ام.

آناتولی آلکسین- نویسنده ی روس

(نظرتان درباره ی این شیوه ی دید به بانوان چیست؟)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/25ساعت 10:19  توسط حسن  | 

ببخشید که برای امروز چیزی ندارم. ان شاالله فردا جبران می کنم. سربزنید!
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/24ساعت 15:50  توسط حسن  | 

ترجمان های افغانی

 

(بخوانید و اگر نظرتان را هم گفتید خوب است. من که از این پسر خودباخته خوشم نیامد!!)

 

شمار زیادی از جوانان افغان تا کنون در حین ترجمانی برای نیروهای بین المللی در کشورشان معیوب و یا کشته شده اند. شمار زیادی از آن ها با مرمی تفنگ یا حمله انتحاری کشته شده و یا این که مورد شکنجه و تهدید قرار گرفته اند.

دست کم در یک مورد طالبان جسدهای شماری از مترجمان را در برابر دید مردم به حالت آویزان رها کردند تا زمانی که بدن های شان کاملا ً گندیده وفاسد گردید تا به این وسیله به کسانی که با نیروهای خارجی همکاری کنند هشدار بدهند.

عده زیادی از این جوانان را مترجمان گفتاری تشکیل می دهند به عقیده آن ها مترجمان نوشتاری شانس بسیار خوبی برای زنده ماندن دارند زیرا آن ها لازم نیست به مناطق خطرناک جنگی بروند و می توانند در دفاتر کاری خود به وظیفه شان بپردازند.

البته اکثر مترجمان گفتاری توانایی کافی برای ترجمه نوشتاری ندارند زیرا برای ترجمه گفتاری فقط نیاز به لغات روزمره انگلیسی است حال آن که برای ترجمه نوشتاری نیاز به دامنه لغات گسترده تر می باشد.

هاشم یک تن از مترجمان گفتاری است که از یک بمب کنار جاده ای جان به سلامت برد اما بر اثر آن پای چپ خود را از دست داد و اکنون آینده چندان خوبی را در افغانستان پیش روی خود نمی بیند.

 

هاشم خود را به زحمت بر روی فرش زیر پایش می کشاند و سپس کفش یک لنگه خود را به پایش می کند سپس با خیزهای بسیار سنگین خود را به الماری کنار دروازه می رساند و از داخل آن نامه ای را که در آن یک سرباز کانادایی از وی به خاطر شجاعت و وفاداری اش تحسین کرده بود به من نشان می دهد. وی که با حالتی از غرور و افتخار نامه را در دست گرفته از من می خواهد که نامه اش را در یک روزنامه کانادایی چاپ کنم تا این نامه در آینده بتواند وسیله ای برای پذیرش تابعیت وی از سوی کانادا شود.

وقتی به وی می گویم که مهاجرت به کانادا به این سادگی نیست باید معیارهای تابعیت کانادا را داشته باشی و سپس فرمها و اسناد مختلفی را تهیه و آماده نمایی و تمام تشریفات اداری آن را تا آخر انجام دهی وی آهی آمیخته از خشم و نا امیدی از سینه خود بیرون می کند.

وی می گوید که من بارها گفته ام که به خاطر از دست دادن پای خود از دولت کانادا غرامت نمی گیرم فقط من را به کانادا ببرند برایم فرق نمی کند که مرا به ایالت سسکاتچوان کانادا و یا به قسمت فرانسوی زبان آن یعنی ایالت کبک می برند.

وی در مورد کانادا اطلاعات کمی دارد. او هشت ماه را با سربازان کانادایی در میادین جنگی سپری کرده است وی با سربازانی از ایالت سسکاتچوان و کبک کانادا همکار بوده و زمانی که از مکان زندگی آن ها شنیده بود شیفته زندگی در این ایالت های کانادا شده بود.

بعد از انفجار کاروان شان در ماه حمل وی در یک اتاق کوچک نزدیک پایگاه نظامی کاناداییان در شهر قندهار دور از خانواده اش به زندگی خود ادامه می دهد.

خانواده اش در شهر قندهار زندگی می کنند. مادرش از جریان زخمی شدن فرزندش هنوز اطلاعی ندارد و هنگامی که با وی تماس تلفونی می گیرد همواره از وی می پرسد که چرا به نزد آن ها نمی آید.

وی می گوید که من همواره به مادرم دروغ می گویم و به او می گویم که حالم خوب است . در حال حاضر برایم خوب نخواهد بود که به نزد خانواده ام بروم نمی خواهم که همسایگانم مرا به این وضعیت مشاهده نمایند.

وی می افزاید من از این می ترسم که کسی به طالبان خبر بدهد که آن ها یک ترجمان افغان را که یک پای خود را از دست داده و با سربازان خارجی کار می کند دیده اند. آن وقت است که طالبان به من و یا فامیلم آسیب خواهند رساند.

وی نگران است زمانی که کاناداییان از افغانستان خارج شوند دیگر آینده روشنی در انتظار وی نباشد.

 

به نقل از پیمان ملی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/23ساعت 11:24  توسط حسن  | 

عدالت

يک شب که ضيافتي در کاخ برپا بود مردي آمد و خود را در برابر امير به خاک انداخت و همه مهمانان او را نگريستند و ديدند که يکي از چشمانش بيرون آمده و از چشمخانه خالي اش خون مي ريزد. امير از او پرسيد: «چه بر سرت آمده؟»

مرد در پاسخ گفت:

«اي امير، پيشه من دزديست. امشب براي دزدي به دکان صراف رفتم، وقتي که از پنجره بالا مي رفتم اشتباه کردم و داخلِ دکان بافنده شدم. در تاريکي روي دستگاهِ بافندگي افتادم و چشمم از کاسه درآمد. اکنون اي امير، مي خواهم دادِ مرا از مردِ بافنده بگيري.»

 

آن گاه امير کس در پي بافنده فرستاد و او آمد و امير فرمود تا چشم او را از کاسه درآورند.

 

بافنده گفت: « اي امير، فرمانت رواست. سزاست که يکي از چشمانِ مرا درآورند. اما افسوس! من به هردو چشمم نياز دارم تا هردو سوي پارچه اي را که مي بافم ببينم. ولي من همسايه اي دارم که پينه دوز است و او هم دو چشم دارد، و در کار و کسبِ او هر دو چشم لازم نيست.»

 

امير کس در پي پينه دوز فرستاد. پينه دوز آمد و يکي از چشمانش را درآوردند.

 

و عدالت اجرا شد.

 

برگرفته : از کتاب پیامبر ودیوانه

جبران خليل جبران

برگردان: نجف دريابندري

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/22ساعت 15:26  توسط حسن  | 

برای تنوع

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/20ساعت 14:28  توسط حسن  | 

جشنواره فلم های کابل

سه روز پيش سومين جشنواره فلم هاي مستند وداستاني، در شهر كابل آغاز به كار كرد.

در اين جشنواره 5روزه، فلم هاي داستاني كوتاه و مستند از افغانستان و چند كشور ديگر به رقابت مي پردازند. براي اطلاعات بيشتر درباره اين جشنواره کلیک كنيد!

 

آنچه جالب است، مطلبي است كه امروز در روزنامه ي پیمان، چاپ شده است و به حاشيه هاي اين جشنواره مي پردازد. شما را به خواندن اين مطلب دعوت مي كنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/19ساعت 12:54  توسط حسن  | 

حمله انتحاری به سفارت هند در کابل

دوست ندارم پست های غم انگیز داشته باشم ولی خوب مجبورم. فکر کنم تقریبن همه تان از ماجرای حمله ی انتحاری دیروز مقابل سفارت هندوستان در کابل خبر دارید. این حمله ی انتحاری منجر به کشته شدن ۴۰ نفر و زخمی شدن ۱۴۵ نفر شد. به غیر از ۴ هندی، بقیه ی کشته شده ها همگی افغانی هستند که یک زن و یک کودک نیز در بین آن ها شامل می باشد.

این عکس که از تصاویر ویدئویی گرفته شده، نخستین لحظات پس از حمله را نشان می دهد.

حمله انتحاری به سفارت هند در کابل

 

بمبگذار، یک خودرو (موتر) مملو از مواد منفجره را، به دروازه ورودی سفارت هند کوبید که متقاضیان ویزا در برابر آن صف کشیده بودند.

حمله انتحاری به سفارت هند در کابل

مقامات دولتی می گویند دست کم چهل تن، در این حمله کشته و بیش از صد و چهل تن دیگر زخمی شدند. حمله انتحاری به سفارت هند، در ساعات پررفت و آمد روز روی داد.

حمله انتحاری به سفارت هند در کابل

 

حمله انتحاری به سفارت هند در کابل

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت 18:21  توسط حسن  | 

نام گذاری فاضلاب خانه به نام بوش

 
(نتیجه گیری را به عهده ی خودتان می گذارم ولی به نظر من این یعنی
مردم سالاری.)
 
گروهی از ساکنان شهر سان فرانسیسکو در غرب آمریکا در نظر دارند برای قدردانی از جورج بوش، رئیس جمهور این کشور یکی از مراکز تصفیه فاضلاب شهری را به یاد او نامگذاری کنند.

این گروه که خود را کمیته یادبود رئیس جمهور می نامد، می خواهد همزمان با انتخابات ریاست جمهوری در ماه نوامبر موضوع تغییر نام تصفیه خانه فاضلاب اوشنساید را به همه پرسی بگذارد.

برایان مک کانل از سازمان دهندگان این گروه می گوید یادآوری خدمات روسای جمهور بر اساس مفاهیم تاریخی فعالیت های آنها کار مهمی است.

آقای مک کانل در حال جمع آوری امضا برای برگزاری همه پرسی درباره این طرح است. جمهوری خواهان می گویند با برگزاری این همه پرسی مقابله خواهند کرد.

گروه آقای مک کانل تاکنون موفق به جمع آوری بیشتر از ۱۲ هزار امضا در حمایت از برگزاری همه پرسی شده است.

در صورتی که صحت ۷۱۶۸ امضا به وسیله اداره انتخابات سان فرانسیسکو تایید شود، این طرح در انتخابات ماه نوامبر به همه پرسی گذاشته خواهد شد.

آقای مک کانل می گوید: "فکر می کنیم تمیز کردن کثیف کاری های آقای بوش ده تا بیست سال طول بکشد. وظیفه تصفیه خانه فاضلاب تمیز کردن خرابکاری هاست. به همین خاطر فکر می کنیم این کار، تقدیر بجایی است."

متن کامل خبر اینجا!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت 16:12  توسط حسن  | 

درباره ي پرسش ديروزم جواب نداديد. من هنوز منتظرم. اگر صاحب دختر مي شديد نامش را حسنيه مي مانديد يا نه؟؟ چي مي مانديد؟؟
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/17ساعت 17:5  توسط حسن  | 

خوب مطلب دیروزم درباره ی افغانستان به تقاضای یکی از دوستان ایرانی بود که می خواست بیشتر درباره ی افغانستان بداند. هر چند برای خودم هم بعضی از اطلاعاتش جالب بود.

برای امروز ازتان یک سوال دارم. به نظر شما نام حسنیه برای دختر چطور نامی است؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/16ساعت 11:35  توسط حسن  | 

افغانستان

 

افغانستان کشوری است در آسیای میانه، پایتخت آن شهر کابل است.

واژهٔ افغانستان به عنوان نام یک کشور در سال ۱۹۲۳ و در قانون اساسی امان‌الله شاه به تصویب رسید. واژهٔ افغان که هم‌معنی قوم پشتون بوده‌است در سال ۱۹۶۴ و در قانون اساسی تصویبی محمد ظاهرشاه با تعریفی جدید و به معنی همهٔ افراد شهروند کشور افغانستان به‌کار رفت. با این حال هنوز اکثریت فارسی‌زبانان افغانستان واژهٔ افغان را به معنی مردم پشتون به کار می‌برند.

اقوام بزرگ افغانستان عبارت اند از:

  1. تاجیک
  2. پشتون (افغان)
  3. هزاره
  4. ازبک
  5. پشه ای
  6. ایماق
  7. ترکمن
  8. قزلباش
  9. بلوچ

فارسی دری : جمهوری اسلامی افغانستان
پشتو : د افغانستان اسلامي جمهوریت
پرچم افغانستان نشان ملی افغانستان
پرچم نشان ملی افغانستان
شعار ملی:
سرود ملی: سرود ملی افغانستان
جایگاه کشور افغانستان روی نقشه
پایتخت
 - مختصات جغرافیایی
کابل
بزرگ‌ترین شهر کابل
زبان رسمی فارسی (دریپشتو
نوع حکومت جمهوری اسلامی
حامد کرزی
احمد ضیاء مسعود
کریم خلیلی
استقلال
• اعلام استقلال
• رسمیت استقلال
از بریتانیای کبیر
۱۶ اسد ۱۲۹۸ (۱۹۱۹)
۲۷ اسد ۱۲۹۸ (۱۹۱۹)
مساحت
 - کل
 
 - آبها (%)
 
‪۶۵۲،۰۹۰ km² ‫(
۴۱ام)

جمعیت
 - براورد ۲۰۰۵
 - تراکم جمعیت
 
‪۲۹٫۸۶۳٫۰۰۰ ‫(۳۸ام)
‪۴۶/km² ‫(۱۵۰ام)
تولید ناخالص داخلی
(برابری قدرت خرید)
 - کل
 - سرانه
براورد ۲۰۰۶

۳۱٫۹ بیلیون دلار (۹۱ام)
۱٫۳۱۰
دلار (۱۶۲ام)
شاخص توسعه انسانی (۱۹۹۳) ۰٫۲۲۹ (نامعلوم) – پایین
واحد پول افغانی (‏AFN)
منطقه زمانی
 - در تابستان (DST)
(UTC+4.30)
بدون تغییر
کد بین‌المللی موتر (خودرو)
AFG
دامنه اینترنتی
.af
پیش‌شماره تلفن
+93

 

افغانستان دارای ۳۴ ولایت (استان) است.


 

دین‌ها و مذاهب

۹۹٪ مردم افغانستان را مسلمان تشکیل میدهند که حدود ۸۰٪ آنان مسلمان سنی و۱۹٪ مسلمان شیعه‌هستند.

مذاهب دیگری چون هندو و سیک نیز در افغانستان پیروانی دارد. پیش از جنگ‌های ۳۰ سال اخیر اقلیت یهودی ای نیز در افغانستان و بویژه شهر هرات وجود داشتند اما امروزه اغلب آنان به اسرائیل مهاجرت کردند.

زبان‌ها

 پراکندگی زبانها در افغانستان - ولایت‌های دارای رنگ سبز: زبان فارسی دری، قهوه‌ای: پشتو، نارنجی: ازبکی، فیروزه‏ای: نورستانی، فولادی (طوسی): بلوچی و بفنش: پشه‌ای
 

مردم افغانستان به یکی از زبان‌های دری (فارسی) ۵۰٪، پشتو ۳۵٪، زبان‌های ترکی تبار(از جمله ازبکی و ترکمنی) ۱۱٪، و در حدود ۴٪ به یکی از ۳۰ زبان کم گویشورتر (از جمله پشه یی، نورستانی و بلوچی) سخن می‌گویند. بر اساس قانون اساسی افغانستان، زبانهای دری و پشتو زبان‌های رسمی دولت افغانستان میباشند و در مناطقی که گویشوران زبانی دیگر زیاد باشند آن زبان به عنوان زبان رسمی سوم تلقی می‌شود.

سواد

تعریف فرد باسواد: فرد بالای ۱۵ سال که می‌تواند بخواند و بنویسد.

کل: ۳۶ درصد با سواد

  • مردها: ۵۱٪ درصد
  • زنها: ۲۱٪ درصد

(به نقل از دانشنامه ی آزاد ویکیپدیا درباره ی افغانستان)

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/15ساعت 15:19  توسط حسن  | 

مدتی است پی بردم که آدم بی ایمانی هستم. ایمان ندارم. اصلا!!
+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/15ساعت 12:0  توسط حسن  | 

برای امروز حرفی برای گفتن ندارم. یعنی نه این که ندارم. دارم. ولی خوب. به هر حال. شنبه خواهم نوشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/13ساعت 17:49  توسط حسن  | 

سلام به چند نفر:

  1. نوزادی که امروز صبح حدود ساعت ۶ چشم به جهان گشود.
  2. پدرم.
  3. آخرین رئیس جمهور.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/12ساعت 13:45  توسط حسن  | 

این احمدی نژاد باید هر دفعه یک حرف خنده دار بزند. اگر نزند دلش تاب نمی آورد. اگر باور نمی کنید اینجا را بخوانید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/11ساعت 15:5  توسط حسن  | 

هر کس روزنه ای است به سوی خداوند، اگر اندوهناک شود.

اگر به شدت اندوهناک شود.

(از داستان -روی ماه خداوند را ببوس- نوشته ی مصطفا مستور)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/10ساعت 17:21  توسط حسن  | 

برای امروز دو صحنه:

 

  1. صحنه ی نخست: مرد فقیر آبروداری که زنش به شدت مریض است، پیش دوستش می رود و با نهایت ذلت و خواهش ۱۰هزار افغانی پول قرض می خواهد. دوستش به وی نمی دهد. مرد اصرار نمی کند و دوست دیگری هم ندارد. زنش فردا صبح براثر خون ریزی زیاد می میرد.
  2. صحنه ی دو: پسر یک مرد میلیونر ۱۰۰هزار افغانی پس انداز کرده و برای خریدن موتر دلخواهش ۱۰هزار افغانی پول کم دارد. پسر پیش پدر می رود و ۱۰هزار افغانی پول می خواهد. پدر آدم خسیسی است و پول نمی دهد. سر پسرش قال مقال هم می کند. پسر شب تا صبح می گرید و فردا صبح با دو قاشق مرگ موش، زنده گی اش را پایان می دهد.

حالا پرسش:

به نظر شما، ۱۰هزار افغانی برای کدام یک از آن ها ضرورتر بود؟ اگر ۱۰هزار افغانی داشتید به کدام شان می دادید؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 11:35  توسط حسن  | 

AIB

 

می خواهم بگویم که هیچ وقت در «بانک بین المللی افغانستان» حساب باز نخواهم کرد. هیچ وقت هم کسی را برای رفتن به آن جا و استفاده از خدمات بانکی اش سفارش نمی کنم (بلکه منع هم می کنم). بانک بین المللی افغانستان را AIB هم می گویند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/05ساعت 13:38  توسط حسن  | 

این بیت را زنده یاد علامه بلخی سال ها پیش سروده است و مطلع غزل درازی است. شعری که هم اکنون عجیب به حال من می خورد:

حاجتی نیست به پرسش که چه نام است اینجا

فقر را مسند و بر جهل مقام است اینجا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/04ساعت 12:26  توسط حسن  | 

هزلیات سعدی را می خواندم. برایم خیلی جالب بود. من فکر می کنم ما در مجموع همه کسانی که با ویرایش های ایرانی با سعدی و حافظ و مولانا آشنا شده ایم، بسیار زیاد به خطا رفته ایم. در شناخت درست و واقعی از شخصیت آن ها.

سانسور زیادی بر آثار دسته اول زبان فارسی از سوی ایران اعمال شده و می شود. کسانی که هزلیات سعدی را خوانده اند می فهمند من چه می گویم.

به سایت در دری هم سری بزنید که به تازه گی فعال شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/03ساعت 13:3  توسط حسن  | 

شما را به خواندن سفرنامه ی بامیان دختر ورسی دعوت می کنم.
+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/01ساعت 14:54  توسط حسن  |