نیمه ی بهار رسیده. به خودش هم گفتم که عزیزم! حالا شده نیمه ی بهار. قول تو چی شد؟ گفته بودی که در بهار ما یکدیگر را خواهیم دید. هنوز نیستی عزیز. بهار نیم شد و انتظار من شدت گرفته است. 
+ نوشته شده در یکشنبه
1387/02/15ساعت 12:41  توسط حسن
|
حرف های دیروز امرالله صالح، رئیس امنیت ملی کشور در مجلس نمایندگان تکان دهنده بود.
لعنت بر تو ای کرزی قومگرای نفهم!!
+ نوشته شده در چهارشنبه
1387/02/11ساعت 11:33  توسط حسن
|
۱۰۰ کیلو آرد ۵۰۰۰ افغانی! حالم خیلی گرفته است. شاید مرخصی گرفتم!!
+ نوشته شده در شنبه
1387/02/07ساعت 11:47  توسط حسن
|
به زودی قرار است یک مسابقه ی داستان کوتاه نویسی در شهر کابل برگزار شود. البته از سوی یک نهاد غیردولتی و با جایزه های خیلی خوب!! قرار است این مسابقه یک ماه بعد اعلام شود ولی من دیشب تصادفن از این موضوع سری آگاه شدم. خوب همین قدر امانت داری می کنم که جزئیات آن را نمی گویم ولی نفس گفتن این موضوع فکر نکنم مشکلی پیش بیاورد. دوستانی که علاقه مند به داستان کوتاه نویسی اند آگاه باشند.
+ نوشته شده در سه شنبه
1387/02/03ساعت 14:15  توسط حسن
|